نیمروزی در ینی‌شهیر

نویسنده: سوگی سویسال

مترجم: مژده الفت

ناشر: افق

سال نشر: 1405

تعداد صفحه: 301

آخر او که مسئول تمام اتفاقات نبود. گناه او نبود که همه‌چیز گران شده بود، او مسئول کلاهبردار شدن کاسب‌ها، از بین‌رفتن شرافت در تجارت، ولخرجی زن و دو فرزندش، بر بادرفتن طلاهای پنهان در زیرزمین خانه‌شان نبود. تقصیر او نبود که مردم روزبه‌روز بی‌ادب‌تر و نفهم‌تر و بی‌عارتر می‌شدند و دنیا به‌مرور بدتر و غیرقابل سکونت‌تر و عقب‌مانده‌تر می‌شد. همچنین او نقشی نداشت در این که مملکتشان نمی‌تواند به پای اروپا برسد و کوچه‌خیابانش پر از گداست. او هیچ‌وقت به سیاست علاقه نداشت. مسئولیتی هم در مدیریت مملکت به عهده‌اش نبود. اصلا از سیاست متنفر بود. سیاست موضوعی حقارت‌آمیز بود مناسب طبقهٔ متوسط و افراد حریص.