باز پس‌گیری فرزندان

نویسنده: گابور مته

مترجم: نغمه حدادیان

ناشر: میلکان

سال نشر: 1405

تعداد صفحه: 399

کتاب «باز پس‌گیری فرزندان» اثر مشترک گوردون نیوفلد، روان‌شناس رشد و گابور مته پزشک و نویسنده، به یکی از دغدغه‌های اصلی خانواده‌های امروزی می‌پردازد: کاهش تدریجی نفوذ عاطفی والدین در زندگی فرزندان و جایگزین‌شدن هم‌سالان به‌عنوان مرجع اصلی هویت و راهنمایی کودکان و نوجوانان. نویسندگان این پدیده را «جهت‌گیری هم‌سالان» می‌نامند و آن را روندی می‌دانند که در دهه‌های اخیر، به‌واسطه‌ی تغییرات اجتماعی و گسترش ارتباطات میان کودکان، شدت گرفته است. کتاب با نگاهی مبتنی بر نظریه‌ی دلبستگی نوشته شده و تلاش دارد نشان دهد چرا پیوند عاطفی میان والد و فرزند، حتی در سال‌های نوجوانی، همچنان نقشی تعیین‌کننده در رشد روانی کودک ایفا می‌کند. بخش مهمی از محتوای کتاب به تشریح مفهوم دلبستگی اختصاص دارد؛ مفهومی که به گفته‌ی نویسندگان محدود به دوران شیرخوارگی نیست و تا رسیدن فرد به بلوغ کامل ادامه می‌یابد. از این منظر کودکی که پیوند عاطفی پایداری با والدین خود نداشته باشد، برای پر کردن این خلأ به گروه هم‌سالان روی می‌آورد. نویسندگان توضیح می‌دهند که چنین وابستگی‌ای برخلاف تصور رایج، همیشه نشانه‌ی استقلال یا رشد اجتماعی سالم نیست، بلکه می‌تواند زمینه‌ساز اضطراب، پرخاشگری، مقاومت در برابر راهنمایی بزرگسالان و شکل‌گیری هویتی شکننده و وابسته به تأیید دیگران باشد. در ادامه کتاب به نقش فضای مجازی و ارتباط دائمی و بی‌واسطه‌ی کودکان با یکدیگر نیز اشاره می‌کند و این موضوع را عاملی می‌داند که در غیاب حضور و هدایت بزرگسالان، فاصله‌ی میان نسل‌ها را عمیق‌تر می‌کند. نیوفلد و مته در بخش‌های پایانی کتاب به‌جای تجویز روش‌های سخت‌گیرانه یا افزایش کنترل بر رفتار فرزندان، مسیر دیگری را پیشنهاد می‌دهند: بازسازی جایگاه والدین به‌عنوان تکیه‌گاه اصلی و امن کودک. از دید نویسندگان تقدم رابطه‌ی عاطفی بر اصلاح رفتار، نکته‌ای است که در بسیاری از روش‌های مرسوم تربیتی نادیده گرفته می‌شود؛ درحالی‌که تنها زمانی می‌توان انتظار همراهی و پذیرش راهنمایی از سوی فرزند داشت که او پیش از هر چیز، احساس تعلق و امنیت را در کنار والدین خود تجربه کرده باشد؛ این رویکرد به‌ویژه در مواجهه با نوجوانانی که ظاهرا از خانواده فاصله می‌گیرند، اهمیت پیدا می‌کند؛ چراکه به باور نویسندگان، این فاصله‌ی ظاهری هرگز به معنای بی‌نیازی واقعی نوجوان از پیوند با والدین نیست. نویسندگان با بازخوانی تأثیرات فناوری، شتاب زندگی امروزی و فرهنگ رسانه‌ای، نشان می‌دهند که چگونه فضای خانه تدریجا از یک پناهگاه امن به محیطی بیگانه تبدیل می‌شود و سپس راهکارهای عملی و قدم‌به‌قدمی را برای ترمیم این آسیب ارائه می‌دهند. روش‌های پیشنهادی آن‌ها که بر پایه «بازیابی جایگاه والد به‌عنوان منبع اصلی امنیت» شکل گرفته، به پدران و مادران یاد می‌دهد که چگونه بدون متوسل شدن به رفتارهای چکشی یا قطع کامل ارتباط فرزند با دوستان، اقتدار عاطفی و صمیمانه خود را دوباره در خانه مستقر سازند. کتاب «باز پس‌گیری فرزندان» همچنین به مربیان و درمانگرانی که با خانواده‌ها کار می‌کنند، دیدگاهی روشن درباره‌ی ریشه‌های عاطفی بسیاری از چالش‌های تربیتی امروز ارائه داده و پیام محوری‌اش آن است که استحکام و عمق پیوند میان والد و فرزند، پیش‌شرط اصلی رشد سالم، شکل‌گیری هویت مستقل و توانایی فرزندان در مواجهه با دنیای پیرامون‌شان است.